تبليغاتX
خیابان حصار -

 

راستش را بخواهید دلم می خواست وبلاگم پویاتر ازاین باشد که هست ! (یعنی الان پویاست، می خواهم پویاترباشد؟! نه جانم! منظورم این است که آرزو دارم غم های وصله شده به جانم ، بی سروسامانی فکری ام ، گرمای مزخرف تابستان امسال ِ مزخرف ، کمی بازدیدکنندگان وچندها چیزدیگر؛ انگیزه ، حوصله وامان می داد که سروصورتی به این وبلاگ شلخته بدهم که نمی شود ونشده است ونداده است .)

حالا به همین مناسبت وبه امیدهمان 4تا بازدیدکننده ام یعنی ؛ برادران حسین شریفی ، مهردادجهانگیری ، هاشم شریفی وَ...وَ...که نام برادرچهارم خاطرم نیست ! گفتم که چیزکی نوشته باشم وبدهم برادرتنی ام تا بنگارد دروبلاگ خیابان حصاربرادرش ، یعنی من بنده .

ازاینکه حرف خاصی برای گفتن نداشتم عذرخواهم و بسنده می کنم به همین خزعبلات واباطیل .

والسلام علیکم واحوالکم شادا ًوشنگولکم دنیا کم وسعیدا ًوغریبا ً... آمین .

+ نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 12:25 توسط سید ابولفضل صمدی |