اثری منتشرنشده درخیابان حصار
چگونه پربکشم بال هایم آزرده است
به هردری که زدم قفل محکمی خورده است
به هم رسیدن ما براساس تقدیری است
که با جدایی ازیکدگررقم خورده است
به یک نگاه که دریا به هم نمی ریزد
جنون آنی من سال ها زمان برده است
بیا کنارِ من آوازِ عاشقانه بخوان
مگرشکفته شود غنچه ای که پژمرده است
دم غروب ، دل ِ آسمان شبیه من است
غروب ، آینه ی عاشقان سرخورده است
بیا کنارهم ازسرنوشت گریه کنیم
به حال عشق غریبی که بین ما مرده است
تارخ سرایش : پاییز1384